محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

236

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

و شوقش به جنگجويى او را اين لقب داده‌اند . « 1 » السيد در شهر بورگوس ( برغش ) بنابر قول ارجح در سال 1043 م متولد شد . پدرش لايان كالوو در عهد فرويلاى دوم قاضى قشتاله بود . تاريخ ، اطلاع چندانى از آغاز زندگى او ندارد . هرچه هست همه قصه و اسطوره است . ابتداى ظهور او در ميدان حوادث پس از وفات فرناندوى اول پادشاه قشتاله و ليون در اواخر سال 1065 م و بروز اختلاف ميان فرزندان اوست . السيد در اين هنگام به سانچو پسر فرناندو پيوست و با سپاهيان هم‌پيمان خود احمد بن سليمان بن هود صاحب سرقسطه به جنگ راميرو پادشاه آراگون رفت . در سال 1068 م در جرادوس شكست خورد . سپس هنگامى كه ميان سانچو و آلفونسو پادشاه ليون جنگ درگرفت او در كنار سانچو بود . سانچو در آغاز شكست خورد ، ولى بازگرديد و بقاياى لشكر خود جمع كرد و در تاريكى شب به راهنمايى السيد بر سپاه آلفونسو زد و شكستش داد و اسيرش كرد . السيد همچنان در كنار سانچو پادشاه قشتاله مىجنگيد تا اين پادشاه در برابر باروهاى شهر سموره در سال بعد ( سال 1072 م ) كشته شد . پس به خدمت برادر او آلفونسو كه پس از هلاكت برادر تخت پادشاهى قشتاله را تصاحب كرده بود ، درآمد . چون آلفونسو بر امراى طوايف سخت گرفت و از ايشان پىدرپى جزيه مطالبه مىكرد ، السيد را در سال 1079 م به سفارت نزد ابن عباد صاحب اشبيليه فرستاد . السيد در اين ايام همراه با سپاهيان ابن عباد در جنگى كه ميان او و امير عبد اللّه صاحب غرناطه درگرفته بود شركت جست . امير عبد اللّه با افواجى از سواران مسيحى به اراضى او حمله كرده بود . در اين نبرد امير عبد اللّه شكست خود و المعتمد شادمان شد و جزيه‌اى را كه آلفونسو طلب كرده بود با هدايا و تحف كرامند به پادشاه قشتاله تقديم نمود . « 2 » السيد دو سال ديگر در دربار پادشاه قشتاله گذرانيد ؛ ولى ظاهرا بر ضد او دسيسه‌ها و توطئه‌ها مىكردند . حتى او را متهم كردند كه هدايا و تحفى را كه المعتمد ابن عباد براى آلفونسو فرستاده بود خود تصاحب كرده است . افزون بر اين ، آلفونسو

--> ( 1 ) . السيد الكمپيادور را در روايات عربى « القنبيطور » ضبط كرده‌اند ( نفح الطيب ، ج 2 / ص 577 ) . ابن بسام او را رذريق الكنبيطور ناميده كه به « رودريگو الكمپيادور » نزديك است ( الذخيره ، قسمت سوم ، نسخهء خطى ، برگ 19 الف ) . ابن عذارى گويد معنى آن صاحب الفحص است ( ج 3 / ص 305 ) . ( 2 ) . . 162 652 . p , . dibI : ladiP . M . R